طراحی سایت ارزان

خاطرات و جوک های جالب و خنده دار!

اغا این مامان ما تازه کلیه شو عمل کرده منم ریا نشه روزه بودم دارم به مامانم کمک کنم لباس بپوشه بریم بیمارستان تو کمک غرق بودم به من میگه اه برو اونور دهنت بو میده نمی خوام کمک کنی عایا این حق منه این جوری ضایع شم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


امروز با مامانم بازار بودم
توی پیاده رو بودیم دوتا پسر هم پشت سرمون بودن...یه کم جلوتر نمایشگاه کتاب بود با تخفیف ویژه
حالا گفتگو های اون دوتا پسر رو توجه کنید:
اولی: بیا بریم این نمایشگاه چندتا کتاب بخریم
دومی در حالی که یه دونه محکم زد پس کله ی دوستش: خاک بر سرت...با پولات کارت شارژ نمیخری همش پولاتو خرج کتاب خریدن میکنی :|
من تا حالا توی عمرم انقدر قانع نشده بودم...واقعا منطقی بود!
ببین با کیا شدیم هفتاد میلیون
قیافه ی حضار در پیاده رو :| :| :| :( :| :))) :| :( :))

...

..

.

داداشـم دهـه هـشتادیه اومـده ازم پـرسیده میـدونی خـشک تریـن بـیابان
دنیـا کـجاست؟؟
مـنم دهـه هـفتـادی بـا اعـتماد بـه نفـس کـامل گـفتـم:
صحــرای عـربـستـان؟؟
دشـت کـویر؟؟
دشـت لـوت؟؟
بـیابان آتـاکـامـآ ؟؟
بـیابـان نـامیب ؟؟
بـرگشـته میـگه:نـــوچ!صـورتِ تـــو !
بلـه رفـتم مـتوجه شـدم که صـورتم خشـکی زده !!!

...

..

.

يروز خونه خالم بودم دخترخالم دندونش لق بود يه هوووو يه فكرشيطاني زدبه كله م مث تو كارتونا دخترخالمو خوابوندم روتخت يه نخ بستم به دندونش بعدبا يه حركت ضربه اي كشيدم چنان جييييغي زدكه زمين رف آسمون _آسمون اومد زمين دندونه كه درنيومدهيچ چنان خون فوران ميزد كه آبشار نياگارا كم آورده بود جلوش هيچي ديگه زدم زير گريه ك كسي هيچي بم نگه (بعله گودزيلاي بودم واسه خودم)خخخخخخخخخخ

...

..

.

عاقا یادش بخیر بچه بودیم با پسرخالم رفتیم سیب زمینی و پیاز بخریم بعد تو راه برگشت به خونه جاتون خالی باهاشون وسط وسط بازی میکردیم یهو نایلونشون وسط چار راه پاره شد :)))))
قیافه من :| :))
قیافه پسرخالم :P :|
قیافه میوه فروش :((
قیافه صدام :[
به پسرخالم میگم باقی پولو چیکار کنیم میگه یه سیب زمینی بزار روش باد نبرش :| :)))
دیگه قیافه ای واسه توصیف نیست بعد رسیدیم خونه مادرم میگه میوه کجاس میگم سر چار راه میگه پول کجاس میگم پیش میوه ها جاش امنه :|
عاقا بدو....
پست اولمه لایک یادت نره :)
لایک:فرار مغز ها

...

..

.

اینی که الان میخوام بگم واقعی واقعیه :
از زمانی که ماه رمضون اومده پشه های خونمون از سحر تا افطار باهامون کاری ندارن ولی از افطار تا سحر ...........
فک کنم پشه ها هم روزه میگرن ؟؟؟؟
لایک : آره روزه میگیرن .
لایک : نه ، زر اضافی نزن .

...

..

.

داشتن اس ام اس های عاشقونه بچه ها رو میخوندم. اینقد دلم گرفته بود لامصب،اصن از زندگی سیر شده بودم...گولی گولی اشک میریختم و دستمال کاغذی گوله میکردم.یدفه دیدم شوهرم اومد تو اتاق،بدبخ دهنش از تعجب افتاده بود کف پاش،چون اصن گریه منو ندیده.اومده داره باهام حرف میزنه مثلن آروم شم.یدفه برگشته میگه: عزیزم اصلن نگران نباش،من اینجام،نمیزارم قند تو دلت آب شه...میگم چییییییییییییی؟ دوباره جملشو تکرار میکنه...بعععععدن متوجه شدم منظور عاغا این جمله بود:نمیزارم آب تو دلت تکون بخوره...خخخخخ

...

..

.

اعتراف می کنم وقتی کلاس سوم بودم 
یه بچه تو مدرسمون بود خیلی ازش بدم میومد (آشغال کورکودیل)
منم می خواستم خالشو بگیرم شبا آرزو می کردم اون با لگد بزنه منو بکشه بعد مامان و بابام بیان اینو بکوشن...(کینه شتری اون فیل بالای صفحست...)
بعد کلاس چهارم به قطع عضو راضی شدم ولی بابام باید دخل اون پسره رو 
بیاره ......
چند وقت پیش (بعد از پنج سال)
دیگه اعصابم ازش خورد شد شیش ماه دنبالش گشتم بعد دخلشو اوردم...
خیلی کیف داد خودم هیچیم نشد .....
دو نقظه دی

...

..

.

اعتراف می کنم وقتی کلاس سوم بودم 
یه بچه تو مدرسمون بود خیلی ازش بدم میومد (آشغال کورکودیل)
منم می خواستم خالشو بگیرم شبا آرزو می کردم اون با لگد بزنه منو بکشه بعد مامان و بابام بیان اینو بکوشن...(کینه شتری اون فیل بالای صفحست...)
بعد کلاس چهارم به قطع عضو راضی شدم ولی بابام باید دخل اون پسره رو 
بیاره ......
چند وقت پیش (بعد از پنج سال)
دیگه اعصابم ازش خورد شد شیش ماه دنبالش گشتم بعد دخلشو اوردم...
خیلی کیف داد خودم هیچیم نشد .....
دو نقظه دی